رسیدن به آسمایی :02.2008 .22؛ تاریخ نشر در آسمایی :02.2008 .24

مسعود اطرافی

خـر نا مه

مشخصات:

نام: خـر.

نام خانوادگی: الاغ، درازگوش، مرکب.

شغل: باربری و سواری (بامشقت).

خانم: ماچه خر.

فرزند: کره خـر.

سایرعلامات: گوشها دراز، سرکلان، پاها لاغـرونحیف.

محل سکونت: طویله.

پوشا ک: پالان، افسار، نعل، ترنگل، خورجین، جل.

رنگ پوست: فولادی، سیاه و سفید.

خوراک: بها ر رشقه، زمستان کاه .

وسیلۀ شکنجه: خـرچکه، چوب (درپاکستان بوتل خالی پیپسی).

واما خـر در شعـرشاعران:

"ترا خر گفتم و گشـتم پشیمان

که آن بیچاره را بدنام کردم"

***

"خـر چه داند قدر حلوا و نبات

توبرۀ کاه باشد و کنج ربات"

***

"خـر عیسی گرش به مکه برند

چـون بیایـد هــنوز خــر باشـد"

***

"این دوشـاخ گاو اگــر خـر داشتی

هیچکس نزدیک خود نگذاشتی"

***

"دردا و حسرتا که جهان شد به کام خـر

زد چرخ ســفله سکۀ دولت به نام خـر"

***

"خـرها وکیل ملت و ارکان دولتند

یا حبذا ز رتبه و شان و مقام خر"

***

"امروز روز خرخری و خرسواری است

فــردا زمان خـر کشی و انـتـقام خــــر"

***

"هـر خـری خـرمن بمالد،حاجت گاوان چیست؟"

***

"در خـرییت شریک یکدیگرند

گـر قـناعــت کـنند با ک دم"

خـر در ضرب المثل ها:

خـر و نمک!

خـر و نبات!

محبت خـر لگد زدن است!

خـرخوده ازگل کشید!

خـر از همه گنده تر آب خوردنش از همه بالاتر!

خـرش در گل بند مانده!

دیگی که برای من نمیجوشد بگذار در آن کلۀ خر بجوشد!

تا خـرسیاه هنگ نزنه ایلایت نمیته!

خـر که از خـر پس بمانه بینی اش از بریدن است!

به خـرگفتند مبارک با شد صاحب پسرشدی! گفت: به من چه فایده، او بار خود را میبرد من بار خود را!

ترکیب هایی که از نام خـر ساخته اند:

بچۀ خـر

خـرزخمی

کره خـر

اولاد خـر

خـرمستی

خـرکار

خـرمهـره

خـرگت(نوعی پرنده)

خـروار

خـر لنگ

خـربوزه

خـردل(نوعی داروی یونانی)

خـرک(نوعی چوکی،نوعی حشره)

خـرگوش

خـر جو

خـر دم

خـرناسه(خوروپف کردن در خواب)

خـر های مشهور جهان:

خـر ملا نصرالدین

خـرعیسای مریم

خـر آصف سنگ کش

***

 

هیچ خـری نمیتواند آدم شود، ولی آدم های زیادی هستند که از خـر بد تراند(!)

 

در تمبته البیان آمده است که: این موجود نجیب و اصیل خـر از اولین جاندارانی است ، که ابوالبشر- پسران آدم رام و اهلی کردند و چون دانستند که بی نهایت پاکدل و بی اندازه بی ریا است نامش را "خـر" گذاشتند!

کارشناسان رشتۀ خـر شناسی را عقیده بر اینست ، که: این موجود زحمتکش با وصف آن که سرش به تناسب تنه اش بسیار بزرگ است، که قاعدتاً باید مغزش زیاد میبود ولی برعکس ، حجم مغزش کم و نیروی حافظه و استعدادش در فرا گرفتن زبانهای ابوالبشر بسیار کم است، به گونۀ مثال: از روز اهلی شدنش و یا به عقیدۀ سازمانهای حفظ حقوق خـر! استعمار و استثمارش(!) تا امروز تنها دو واژه را فرا گرفته است، یکی:"هش" و دگر "اخ" ولی یکی از خـرشناسان  معاصر بعد از یک "ریسرچ"همه جانبه روی خـر های زیادی به ثبوت رسانده است که خـر اصلاً موجود بسیار عاقل است و از این میترسد ، اگر استعدادش را بروز بدهد نشود که ابوالبشر کار هایی را به او خـر- محول شود که عاقبت خوبی ندارد،چون: سیاست، ماموریت دولتی و... و....

***

باری در کابل با یک فرنگی صحبتی اتفاق افتاد و در جریان صحبت خـرکاری از جلو ما گذشت که خـرش را با چوب یا به قول خـرکاران "خـرچکه" میزد و هی دشنام نثارش

میکرد. چون آقای فرنگی چشمش به این افتاد رو به مترجمش کرده و گفت: در کشور ما انجمن های حمایۀ حیوانات است، اگر این خرکار در کشور ما این طور خرش را شکنجه

میکرد اینک یا زندانی و یا جریمۀ نقدی میشد و خـرش را هم ازش میگرفتند و تسلیم باغ وحش میکردند! من تعجب کردم و افسوس کردم که ما در کشور خود انجمن حمایه انسان نداریم اینان برای خـرهای شان انجمن دارند(!)

و اما اگر بتوانم یکبار آن فرنگی را ببینم و به حضور انورش عرض کنم:

- مستر جان! به خاطر خدا به ملت و حکومت تان از قول ما بگویید ، که بیایید و یک انجمن بسیار کوچک در پهلوی انجمن های حمایۀ حیوانات کشورهای تان برای حمایه ما افغانها هم باز کنید!