نزهت هروی
هامبورگ
06.06.2007

سخنی در چهلمین سالروز درگذشت استاد غلام حسین

ز بعـد مـا نه غــزل نی قصـیده میما ند
زخامه ها دو سه اشکی چکیده میماند
ثبات عیش که دارد که چون پرطاؤس
جهــان به شوخی رنگ پریده میماند
شرار ثابت و سیار دام فرصت کیست
فلک به کاغــذ آ تش رسیده میما ند
درین چمن بچه وحشت شکسته ای دل من
که میروی تـو و رنگ پــریده میماند
ز سینه گــر نفسی بیتو میکشد بید ل
به دود از دل آ تش ، کشیده میما ند
( بیدل )
این ابیات زیبا را از غزل ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل به خاطری اقتباس نمودم که شادروان استاد غلام حسین در واپسین روز های زنده گی اش آن را انتخاب و درقالب آهنگی در رادیو افغانستان خواند و ثبت گردید ، و اما استاد غلام حسین کی بود ؟
تا قبل از سال ( 1992 ) اگر گذر تان به رادیو افغانستا ن ( انصاری وات ) افتاده باشد ، در مدخل تالار بزرگ رادیو، دو مجسمه ( هیکل ) که یکی از شادروان استاد قاسم و دیگری از شادروان استاد غلام حسین بود، به چشم میخوردند که به پاس خدمات ارزشمند شان ساخته و نصب گردیده بودند .
همه صاحب نظران وموسیقیدانان کشور، دریک حرف باهم ، هم نظرومتفق اند وآن اینکه این دواستاد بزرگ ، بنیاد گذاران موسیقی معاصرافغانستان می باشند .
استاد غلام حسین در سال 1265 خورشیدی در شهرکابل دیده به جهان گشود. پدرش عطا حسین نام داشت که شغل طبابت داشت و یکی از طبیبان دربار امیر شیرعلیخان بوده و با دختر استاد گام الدین معروف به گامو خان ازدواج نموده بود .
غلام حسین در کودکی اساسات موسیقی را از مامایش غلام جیلانی فراگرفت اما ذوق آموزش و استعداد سرشار، غلام حسین را نگذاشت تا بسنده گردد و همان بود که برای فراگیری تعلیم بیشتر راهی بمبئی گردید ه ، و به ادامه تحصیل و فراگیری موسیقی جنوب و شمال هند و اساسات موسیقی غربی پرداخت. در زمان سلطنت امیرحبیب اله خان در حالی به وطن برگشت که علاوه بر اندوخته هایش در موسیقی به زبانهای انگلیسی ، اردو، هندی و سانسکريت میتوانست صحبت نماید و بنویسد. وی به زودی به دربار امیر دعوت گردیده و خوانندهء دربار شد.
در یکی ازشماره های سراج الاخبار، و در صفحه 123 کتاب وزین سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان ، اثر استادعبدالوهاب مددی آمده است : بعد قدر و منزلت او در دربار تا آنجا بالا گرفت که در سفر های امیر خیمهء خاصی برای وی می افراشتند و نان خاصی به او میدادند.
امیرحبیب اله خان به اندازهء به استاد غلام حسین ارج می گذاشت که استادان او هر یک استاد امام الدین سیالکوتی و استاد کریم خان سندی را از هندوستان به کابل دعوت نموده ، در دربار محفل شایانی برپا و مراسم گور گذاری استاد را نزد ، استاد امام الدین سیالکوتی و استاد کریم خان سندی برگذارنمود.
استاد غلام حسين در زمان سلطنت غازی امان اله خان نیز به هندوستان سفر نموده و با اندوخته های علمی بیشر به وطن برگشت .
استاد غلام حسین هنرمندی بود رسالت مند و نهایت مبتکر. عشق و علاقه وافر به تکامل هنر داشت و معتقد بود که همه اقشار جامعه باید به موسیقی آشنا گردیده و آگاهانه این هنر ظریف را بشنوند. وی مکتب و شیوه کار و آموزش خود را از خرابات فراتر برده از کودکستان ( مهد کودک ) تا دانشگاه به همه جا رساند. غلام حسين برای کودکان و همصدا با آنان ترانه خواند ؛ برای جوانان و آماتوران با پیانو و اکوردیون سروده های برابر با ذوق و سلیقه شان سرود ؛ و به خاطر بلند نگهداشتن مورال سربازان و افسران ارتش ، برای شان وهمصدا با آنان ترانه های وطنپرستانه سرود.
هنرمند گرانمایه استاد عبدالوهاب مددی که خود از شاگردان استاد غلام حسین می باشد، در کتاب وزین سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان در صفحه (130) درباره استاد غلام حسین و کارنامه هنری اش نوشته است : خدمات این استاد بزرگ در تاریخ موسیقی کشور ما بیشتر ازآن جهت برازنده وچشمگیر است که او موسیقی را ازخرابات به میان مردم برد ودرکودکستانها ، مکاتب ، دانشگاه وکورسهای موسیقی رسمی وشخصی ، به کودکان ونوجوانان وطن ازیک سو وبه پیروبرنای کشور ازسوی دیگر درس موسیقی داد وبا ایجادکمپوز ها وترانه های بیشماربه موسیقی افغانستان رنگ تازه ورونق جدیدی بخشید .اوعلاوه براینکه یکی ازبزرگترین موسیقی دانان کشور ما بود باپشتکار، تواصع وبردباری عجیبی که داشت بردلهای شاگردان خویش ، اززن ومرد، جاودانه راه یافته بود واما نقطه برجسته وسزاوارتعریف درابعاد گسترده هنری
این استاد بی بدیل ، هنر آهنگ سازی او بود ، چون بیشترازهر آهنگ ساز دیگری برابربامعیارهای هنری زمان خویش آهنگ تازه ساخت ودرین رشته نبوغی داشت که درگذشته وحال کسی به پایه ی او نرسیده است .)
استاد غلام حسین باشاگردان حرفوی ( خراباتی ) اش براصل آموزش موسیقی کلاسیک به گونه درست آن تاکید می کرد ووسواس خاصی داشت وبرای اولین باربه شاگردانش ترتیب نوبت رادرخواندن ونواختن آموزش میداد که عنعنه بود که ازموسیقی خراسانی به موسیقی هند ی منتقل گردیده بود ، بدین معنی که آوازخوان ونوازنده درابتدا باید آلاپ نماید ، به شکل بلامبت Vilambit، و وآهسته آهسته سرعت بگیرد وباسرعت متوسطModevet ، مدتی هنرنمایی نموده وبعد هابا سرعت بیشترDrut به اصطلاح موسم بگیرد وقدرت نمایی کند.
ودرعین زمان دراجرای انواع خواندن خیال ، ترانه ، تهمری ، غزل وقوالی
نوبت اجرا را مد نظرداشته باشند .
برای طبله نوازان توصیه مینود که سلسله را که شامل مراحل فرش بندی ، پیش کار ، قاعده ، تکره و گد است همیشه درنظر داشته ورعایت نمایند .
آثار! با کمال تأسف ازین استاد گرانمایه به آوازخودش درحدودبیشتراز ده آهنگ باقی نمانده که اکثراین آهنگ ها هم حالت خوبی ازلحاظ کیفیت ضبط ندارند ، این آهنگ ها شامل آهنگ های کلاسیک ( خیال ، تهمری ، ترانه ، غزل وآهنگ های محلی دری وپشتو ) می باشد ، او بود که برای اولین بار خیال ، تهمری و ترانه خواند .
ذوق عالی درانتخاب غزل داشت ، سه آهنگ غزل که ازوی بجا مانده ، هرسه غزل ازحضرت ابوالمعانی بیدل می باشد ، به این مطلع ها !
چوسبحه برسرهم تا به کی قدم شمرید
به یکـد لی نفـسی چند مغتنم شمرید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جزسوختن به یادت مشق دیگر ندارم
درپرتو چراغی پروا نه مینـگا رم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زبعد ما نه غزل نی قصیده می ماند
زخامه ها دوسه اشکی چکیده میماند.
آهنگ معروف ملامحمد جان را دربمبئی خواند ودرهمانجا درریکارد ( صفحه )
ضبط نمود .
واما آهنگ های بیشماری را برای هنرمندان خراباتی وشوقی ساخت وآنها خواندند آهنگ معروف گل فروش ، شادروان خانم پروین را میتوان به عنوان مشت نمونه خرواریاد کرد .
به کودکان ترانه های ساخت :
چینی گگ ، چینی گگ کوکو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توپک ما خال خالی است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ما مردم افغانیم .
وترانه های ازین دست .
ترانه معروف : دا پشتو نستان زمونژ و ترانه :
من عسکرم ، من عسکرم
من خاد م این کشورم . نیز ازساخته های استاد غلام حسین می باشد .
شاگردان :
اگر ازشاگردان استاد به تفصیل نام برده شود ، بدون مبالغه بیشمار اند ، بدین معنی که استاد گاهی با نواختن هارمونیکا به کودکان ترانه یاد میداد ، گاهی بانواختن اکوردیون به جوانان درمدارس ودانشگاه آموزش میداد وسه سال متواتردرکورس های رادیو افغانستان به هنرمندان درس موسیقی به ویژه آوازخوانی داد ، مدت مدیدی سمت منتظم موسیقی را دررادیوبعهده داشت که به اکثرآوازخوانان آن زمان رادیو کمک های بیشایبه نموده است . وبالاخره درخرابات درتعلیم خانه اش ، شاگردان حرفوی را تعلیم میداد .
این مرد ضعیف الجسه اما نهایت پر کار، درنخستین سینماهای شهر کابل درعهد سلطنت امان اله خان که فلم های صامت ( بیصدا ) را به نمایش می گذاشتند ، به خاطر اینکه بینندگان خسته نگردند، درعقب پرده پیانو واکوردیون می نواخت .
شاگردانش درخرابات عبارت بودند از: شادروانان استاد نبی گل ، استاد رحیم گل ، استاد غلام دستگیر شیدا ، استاد ماستر احمد بخش کلارنت نوازمعروف ( کارمند شایسته فرهنگ) ، پدراستاد فرید واستادشریف غزل ، استاد محمد حسین سراهنگ ، فرزندش ، استادان سراج الدین ومعراج الدین سی تارنوازان ، خان محمد وشفیع محمد غزل خوانان معروف ودیگران .
وازشاگردان شوقی ، میتوان ازاستاد جلیل زلاند ، استاد عبدالوهاب مددی ، گل احمد شیفته ، انجنیریونس ، کریم خان شوقی ودیگرا ن نام برد .
باید متذکر شد که فرزند ارشد وشاگردش استاد سراهنگ توانست که به قله های بلند موسیقی دست یافته سرتاج موسیقی منطقه گردد.
سر انجام استاد غلام حسین به تاریخ بیست وهفتم سرطان سال 1346 خورشیدی ، درست چهل سال قبل ازامروز به سنن 81 سالگی داعی اجل را لبیک گفت .
استاد عبدالوهاب مددی درکتاب وزین سرگذشت موسیقی معاصر افغانستا ن ، درین مورد نوشته است : ( وبالاخره با حلول بهار دل انگیزسال 1346 هجری خورشیدی ، خزان غم انگیززنده گی پیرامون آن استاد بزرگ وتوانا خیمه زد .
هرچه گلهای بهاری شگوفان ترمیشد گل زنده گی استاد ماپژمرده تر میگشت تاآن که انجام بهارآن سال با فرجام عمر استاد غلام حسین مصادف گشت ودربیست وهفتم سرطان سال 1346 هجری خورشیدی هنگامیکه اشعهء رنگ پریدهء خورشیدازبام خانه محقراستاد درنزدیکی خرابات کابل راه فرار می جست واپسین نفس نیز ازسینه استاد فرار نمودوداعی اجل را لبیک گفت .
روز دیگرکه جنازه استاد غلام حسین را درشهدای صالحین ( رحمت اله علیه ) به خاک می سپردند، هزاران نفر درمرگ اوسوگوار بودند .
روزنامه اصلاح وقت یک روزپس ازمرگ استاد غلام حسین ، مطلبی را به چاپ رسانید که اینک ازنظرخوانندگان عزیزمی گذرد :
" ستاره ای ازآسمان هنرافول نموده وبه قانون طبیعت مردی هنرمند که بیش ازهفتاد سال عمرش را دراه هنروگسترش آن صرف کرده بود، دیروز اسیرپنجه مرگ گردید. مردی ضعیف الجسه ولاغر اندام ولی عالی همت وسخت کوش که دربرابرتند باد حوادث به هیچ وجه مقاومت را ازدست نداده وبرای ترویج وتعمیم
هنر، به خاطر دلخوش کردن مردم جامعه خودازهیچ گونه مساعی دریغ نداشت ، بالاخره راه فنا گرفت وهنر دوستان کشور را عزا دارگردانید ."
واین هم بخشی ازنوشته ای که درروز نامه انیس یک روزپس ازمرگ استاد غلام حسین به چاپ رسیده بود :
" غلام حسین ، استاد هنرکه بیش ازسه ربع عمر خودرا درخدمت هنربرای مردم صرف کرده فزونترازصدها شاگرد را درحلقه اجتماع با مهارت پرورده وبه جامعه خود تقدیم داشت ، سیمای طاهری خود رادرپایان هشتاد ویکسال زنده گی درنقاب تیره خاک ازما نهفت . آیاواقعاً استاد ازمیان دوستان ، علاقمندان وشاگردان خود رفته است؟
این سؤالی است که خیلی زود جواب نفی میگیرد ، زیرا استاد درذهن کودکان ما درکودکستانها ، درگوش جوانان ما ازراه امواج رادیو افغانستان ودرخاطره شاگردان خود با آنچه به ایشان ازهنرآموخته وسپرده است جاویدانه زنده گی می کند."
پایان اقتباس ازکتاب سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان .
واما این نکته شایان ذکر است ، که برای اولین وآخرین با رصدراعظم کشور، مرحوم محمد هاشم میوند وال شخصاً درمراسم تکفین وتدفین استاد غلام حسین
شرکت نموده بود .
روان این استاد بزرگ موسیقی ( آوازخوان نهایت توانا ، آهنگ ساز بی بدیل ونوازنده بی همتا ) شاد ویادش گرامی باد .