رسیدن به آسمایی :02.2008 .20؛ تاریخ نشر در آسمایی :02.2008 .20

یادداشت آسمایی: به روز جمعه 15 فبروی 2008  همایشی به مناسبت جهانی شدن نشرات تلویزیون دولتی افغانستان  از سوی شماری از فرهنگیان افغان در شهر کلن برگزار شده بود. در این همایش که آقای واحد نظری رییس عمومی رادیو تلویزیون نیز حضور داشت، اشتراک کننده گان پیشنهادات و نکته نظرهای شان را برای بهبود نشرات تلویزیون ارایه کردند که خبر آن قبلاً از طریق آسمایی منتشر شده است. ما از شماری از اشتراک کننده گان این همایش که نکات بکر و جالبی را در رابطه به موضع همایش ابراز داشتند، خواهش کردیم تا نظریات شان را به صورت تحریری جهت نشر در اختیار ما قرار دهند. اینک در همین سلسله متن صحبت آقای سید حمیدالله روغ را به توجه شما می رسانیم.

همچنان در رابطه به موضع ما گفت و شنودی هم داریم با رییس عمومی رادیو-تلویزیون که در آینده نزدیک متن آن را به خدمت شما تقدیم خواهیم کرد.

 

سید حمیدالله روغ

برخی مسایل برنامه یی کار تلویزیون ملی افغانستان

 

خوب پیش از هر چیزی سلام به همه هم مسلکان  و قلم به دستان گرامیی که در این اجلاس تشریف دارند.

در این جا در بارهء چیزهای متفاوتی تبریک گفته شد.

من اما، به نوبهء خود لازم میدانم که نسبت به تدویر خود این اجلاس تبریک بگویم. این یک اجلاس بسیارمتواضعانه است ، اما از نظرمن یک معنای بسیار بزرگ در آن نهفته است:

- بارنخست است که یک مقام رسمی کابل ، با اهل قلم افغان مقیم  در خارج یک مجلس ترتیب میدهد تا مستقیم و  رو در رو  در بارهء بهبود امور یکی از مهمترین وسایل  اطلاعات جمعی کشور بحث شود. این یک اقدام بسیار مهم است و از آن باید همه جانبه حمایت کرد.

من گپ های همکاران محترم را شنیدم . صحبت ها و ابراز نظرها بیشتر در استقامت فنی متمرکز بودند. من میخواهم  در محدودهء آن چه این جا گفته شد، به شیوهء تبصره،  برخی مسایل برنامه یی کار تلویزیون ملی افغانستان  را برجسته بسازم.

از نظر من، مفهوم ملی در عنوان تلویزیون ملی افغانستان مادهء اصلی تفکر در بارهء برنامه گذاری کار تلویزیون ما است. مفهوم ملی در این عنوان، باید سیمای بیرونی   دولت ملی در افغانستان رامجسم بسازد. تلویزیون ملی افغانستان باید مهمترین نماد و نهاد تاسیس ملت در افغانستان قرار گیرد.

بسیار فشرده، در بارهء شاخصهایی که در این زمینه پیشتر از همه در مد نظر ما قرار میگیرند.

اولتر از همه تلویزیون ملی ما به کانون این فکر اساسی مبدل شود، که افغانها  دولت دارند؛ که افغانها دولتمند هستند؛ یعنی تلویزیون ما برای این کار کند که تعلق به دولت، به منزلهءاساسی ترین اصل وارد تفکر و شخصیت هر افغان گردد. خاصتاً در شرایط موجود که ما با  از همپاشیده گیها و ازهمگسیخته گیهای  های متنوع ناشی از جنگ طولانی در افغانستان مواجه هستیم ، توجه به این اصل به یک مسألهء مبرم مبدل میگردد. اصل تعلق به دولت نگرش ما و راه ما برای پشت سر گذاشتن همه تعلقات ناشی از جنگ را، بر یک دید مثبت، یک خوشبینی و یک امید مبتنی بسازد.

از نظر من، تلویزیون ما در ین رابطه  به دو اصل  رهنما متکی گردد:

- یکی تأکید پیگیر و استثنأ ناپذیر بر تحکیم همه جانبهء قانونیت در افغانستان؛

- دیگری تأکید بر موضع مستقل افغانستان در همه مسایل کشوری، مسایل حوزهء تمدنی ما، و مسایل بین المللی.

برای نیل به این موقعیت، تلویزیون ما میتواند در نظرگیرد که از جانبی اولیت خبری در طرح مسایل مذکور در فوق را حاصل کند؛ ما به وضعیتی نزدیک شویم که همه منابع خبری بین المللی، اخبار افغانستان را به نقل از رسانه های خود افغانستان، به نقل از تلویزیون ملی افغانستان، مطرح بسازند.

و از جانب دیگر، تلویزیون ملی افغانستان به یک نهاد هر چه آزاد تر خبری مبدل گردد؛ از جمله در آن عرصه هایی که دولت بنابر مجبوریتها و مصلحتهای معیین مسکوت میماند؛ یعنی میدان موضعگیری تلویزیون ملی افغانستان، وسیعتر از میدان موضعگیری دولت افغانستان ، پی ریزی گردد.

سپس در این جا، هر کدام از دوستان به گونه یی، و از این نظر و یا از آن نظر، بر مسألهء هویت تأکید کردند. هر قدر هم که دوستان مسألهء هویت را با حرارت  زیاد مطرح میکنند، و آن را مطابق معمول به یکتعداد ملاحظات از این سو و یا از آن سو پیوند میزنند، مهم این است که ما بالاخره باید دریابیم که ما در طرح مسألهء هویت ، چیزهای زیادی را بدیهی میگیریم و دچار یکنواختی هستیم. ما در طرح مسألهء هویت رخ به گذشته داریم؛ در حالی که سوال اساسیی که در برابر ما قرار میگیرد، سوال آیندهء هویت است؛ وقتی ما سوال هویت را به منزلهء یک سوال آینده مطرح کنیم، در این صورت هویت به منزلهء یک چشم اندازی مطرح میگردد که ما باید پیوسته و در طی یک کار مداوم به آن تقرب کنیم؛ واین به این معنا است که ما در طرح سوال هویت باید در جستجوی تعادلها و موازنه های جدید  باشیم که معطوف به وفاق ملی باشند.

اینک هرگاه این اصول را در متن کار تلویزیون ملی در نظرگیریم، این معنا به دست میشود که تلویزیون ملی ما اصولاً نه تنها تعارضات جاری را ابقأ نکند، بلکه مجموع میراث دوران جنگ را زیر سوال ببرد و به نهاد نواندیشی ملی مبدل گردد. نه تنها جمع تناقضات گذشته را در جای برابری  قرار ندهد، بلکه میدان را برای گفتگو و برای تفاهم بگشاید.

 تلویزیون ملی ما پا پیش بگذارد و جانب مخالف را مستقیماً وارد گفتگو بسازد. اگر حقیقت این است که جانب مخالف بر حق نیست، پس این حقیقت باید پیش از همه در طی گفتگو خود را نشان بدهد و به اثبات رسانیده شود.

بالاخره این مسأله مطرح میشود که کار تلویزیون ملی شمولیت گسترده بیابد. تلویزیون ما تمام ملت را در برگیرد. از این نظر تلویزیون ما هر چه فوری تر در همه جاهایی فعالانه حاضر شود که افغانها در آنجاها هستند: در پاکستان؛ در ایران؛ در اروپا؛ در امریکا. و از این گونه.

مخصوصاً توجه کنید که لطفاً هرچه زودتر یک مرکز کاملاً فعال و با صلاحیت تلویزیون ملی در اروپا دایر گردد. و این مرکز، و مراکز همانند آن، مجلس امروز را نمونه و سرمشق کار خود قرار دهند؛ یک رابطهء فعالانه و صمیمانه و صادقانه با همه افغانها، صرفنظر از تعلقات امروزی و یا دیروزی آنها برقرار بسازند؛ با کانون ها و انجمنهای فرهنگی افغانها در مهاجرت رابطهء فعال برقرارکنند؛ با سایت های انترنیتی که افغانها دایر کرده اند و نقش و جای مهمی در افکارعامهء افغانها یافته اند، رابطه برقرارکنند؛ یعنی مراکز تلویزیون ملی در خارج از کشور، خودشان به مراکز بسیار فعال فرهنگی افغانها مبدل شوند.

در این عرصه مهمترین اولیت های فعالیت تلویزیون ملی ما در دو استقامت قرار میگیرند:

- نخست این که تلویزیون ملی ما باید حس برگشت به وطن را درمیان افغانها  برانگیزد و دوباره زنده بسازد. هموطن افغان، در هر جا که هست باید دوباره به خاطر بیاورد که وطن دارد؛ و وطن وی بهترین و پرافتخارترین جاها در سراسر زمین برای وی است. هموطن افغان باید دریابد که تنها این گونه نیست که وطن به وی نیاز دارد، بلکه این گونه نیز است که وی نیز به وطن نیاز دارد؛ و برگشت وی به وطن، برگشت وی به اصل خویش است.

- دو دگر این که با اینهمه این واقعیت در نظر می آید که یک عده از هموطنان ما، پس از 30 سال مهاجرت، دیگر در وضعیتی قرار ندارند که برگشت به وطن، یگانه شکل رابطهء شان با وطن شان شمرده شود. تلویزیون ملی افغانستان این عده هموطنان را نباید در بیرون از میدان توجه خود قرار دهد: تلویزیون ملی ما موفقیتها و برازنده گی های افغانهای مقیم مهاجرت را منعکس بسازد؛ از جمله درعرصهءهای فرهنگی، علمی، اقتصادی و ورزشی؛ و در میان این عده هموطنان حس و  ضرورت مشارکت در امور وطن را تقویت کند؛ و نمونه های فعالیتهای افغانها در پروژه های امدادی از مهاجرت به داخل کشور را برجسته بسازد.

و در اخیر یک ملاحظهء فنی: مطابق به احصاییه های ملل متحد ، بیش از 75 فیصد نفوس کنونی افغانستان در سن پایانتر از 15 ساله قراردارند. این به آن معنا است که مسایل مربوط به کودکان و جوانان، می بایست حجم اساسی کار تلویزیون ملی را بسازد. در این رابطه من ترجیحاً مسألهء کودکان بی سرپرست؛ مسألهء معیوبین خورد سال؛ مسألهء اعتیاد؛ و مسألهء ترویج هر چه گسترده تر ورزش را خاصتاً به اطر میدهم.

در اخیر تقاضا دارم سلامها و حرمت قلبی مرا به آن عده همکاران عزیزی که در وطن هستند ، برسانید.