|
|
او محظوظ
|
|
خوب به یاد دارم که یک پیشینگاه گرم و آفتابی بود و او، مانند یک بچهء عاق شده
ازتبار وخشوریان، عاصی و بیحیا، پیش پاهایم نشسته بود و رق رق سویم نگاه میکرد. گفتی خطوط صورتم را حساب مینمود.
گفتی، تصویر محو شدهء خودش را در قاب چهره ام جستجو میکرد. آثار دیگر از همین قلم: ها
- شراره ـ داستان کوتاه |
|
خوانیم . |
|
آثار دیگر از همین قلم : - بالاحصار - مندیش؛ دارالملک شنسبانی های غوری - یفتل و یفتلی؛ وجه تسمیه ی یکی از اعلام تاریخی افغانستان - در زاوایای تاریخ معاصر افغانستان |
|
-وبلاک تازه سمیع حامد برای همکاری با آسمایی
|
|
گپ هایی در باره ی "اصل" ها و "فرضیه" های ادبی
آثار دیگر از همین قلم: |
|
آثار دیگر از همین نویسنده: |
|
مردی که خودش را کشته بود
- تـــلـخـــاب |
|
ورود به صفحهء نخست شمارهء: 1 ؛ 2 ؛ 3 ؛ 4 ؛ 5 ؛ 6 ؛ 7 ؛ 8 ؛ 9؛ 10 ؛ 12 ؛ 13؛ 14؛ 15 ؛ 16؛ 17؛ 18؛ 19 |
|
صفحات اختصاصی: |
|
صفحهء ویژهء شصتمين سالروز تولد ظاهر هويدا |
| در سوگ رازق فانی-ويژه نامهء آسمايی |
| ورود به صفحهء اول شمارهء نوروزی سال 1387 |
|
ورود به صفحهء اول شمارهء نوروزی سال 1386 |